یاشاسین آذربایجان
پنجشنبه 30 بهمن 1393 :: نويسنده : ���
+0 به یه ن

بنای مسجد شاه تهماسب صفوی معروف به مسجد صاحب الامر در شرق میدان صاحب آباد در قلب شهر تبریز در کنار مهران رود قرار دارد. این بنای تاریخی یک گنبد و دو مناره بلند دارد و در ابتدا مسجد ویژه شاه تهماسب اول صفوی بود که در سال 1045 ه.ق به وسیله سپاهیان سلطان مراد چهارم- امپراطور عثمانی- تخریب شد. 

کاتب چلبی در کتاب جهان نما ضمن بحث از تبریز می نویسد «در قسمت شرقی میدان صاحب آباد متصل به جامع سلطان حسن، مسجد مزین دیگری وجود داشت که چون بنایش از شاه تهماسب بود عساکر عثمانی جابه جا خرابش کردند.» 
از زمان شاه تهماسب تنها دو طاق مرمری نقش دار در مدخل های دهلیز و اندرون بقعه باقی مانده است. حجاری های زیبایی از نقوش گل و بوته، اسلیمی و ختایی از جمله تزئینات معماری این بنا ست. سنگ نبشته مرمرینی هم در کنار یکی از طاق های آن نصب شده است. در بالای طاق دیگر سوره «الجن» به خط علاء الدین خوشنویس معروف زمان شاه تهماسب صفوی آمده است. 
این مسجد پس از عقب نشینی عثمانیان در زمان شاه سلطان حسین صفوی توسط وزیر آذربایجان- میرزا محمد ابراهیم- بازسازی شد. 
زلزله سال 1193 ه.ق که شهر تبریز را در هم کوبید و هزاران کشته بر جای نهاد، این بنای عظیم را نیز ویران ساخت. 
در سال 1266 ه.ق، میرزا علی اکبر خان، مترجم کنسولگری روس که مرد ثروتمندی بود به آیینه بندی قسمتی از بقعه و دهلیز و تعمیرات آن اقدام کرد و صحن و مدرسه کنونی را احداث و موقوفاتی برای آن ها تعیین نمود، این صحن و مدرسه در بدو تاسیس «مدرسه اکبریه» نام داشت ولی بعدها «صحن صاحب الامر» خوانده شد. 
با توجه به قداست این بنا پس از انجام تغییرات لازم این مکان به عنوان موزه قران و کتابت در نظر گرفته شد. در این موزه مجموعه نفیسی از نسخ قران مجید مربوط به ادوار مختلف تاریخ و قطعات زیبایی از آثار خوشنویسان بنام ایران به نمایش گذاشته شده است. 

علاوه بر این نسخ خطی، انواع قلمدان های مقوایی مذهب دارای نقوش مینیاتوری و روکش لاکی، همچنین انواع پلاک های فلزی منقوش به منقوش به ادعیه و اوراد، ظروف چینی- سفالی- برنجی مزین به آیات قرانی و بسیاری از آثار و تصاویر بزرگان دینی در این موزه به نمایش در آمده اند، در موزه قرآن و کتابت نسخه هایی از قرآن مجید به خط ائمه و خوشنویسان معروف جمع آوری و در معرض تماشای علاقمندان گذاشته شده است از جمله این نفایس می توان به یک صفحه از قران کریم منسوب به دستخط مبارک حضرت امام رضا (ع) اشاره کرد که بر روی تکه ای از پوست نوشته شده است. 

همچنین آثاری از خوشنویسان بزرگ تبریزی مانند ملا عبدالباقی تبریزی استاد خط ثلث، میرزا محمد شفیع تبریزی، میرزا طاهر خوشنویس از اساتید خط نسخ و آثاری از محمد حسین تبریزی، علیرضا عباسی، علا الدین بیک تبریزی، درویش عبدالمجید و میر عماد حسنی را نیز در این موزه می توان دید. از برجسته ترین آثار دیگر می توان به لباس قسم منقوش به کل آیات قران، کوچکترین قران خطی مطلا، جام شفابخش و کتیبه سنگی میخی اشاره کرد.


بنای تاریخی خانه مشروطه با معماری دوره قاجار در محله قدیمی راسته کوچه و در ضلع غربی مجموعه بازار تبریز واقع شده است. مالک نخستین آن حاج مهدی کوزه کنانی از شیفتگان حریت و آزادی بود. این خانه بعد از به توپ بستن مجلس در سال 1287 ه.ش مرکز تجمع جمعی از برجسته ترین چهره های مشروطه در آذربایجان بوده و در جنگهای 11 ماهه تبریز علیه نیروهای دولتی ستاد فرماندهی و محل تشکیل جلسات مجاهدین مشروطه به شمار میرفت. تصمیم مهم و انقلابی پائین آوردن پرچمهای سفید تسلیم در مقابل قوای محمدعلی شاه قاجار در همین خانه گرفته شده است. بنا با قسمت الحاقی آن در زمینی به مساحت 1300 مترمربع و با دو طبقه اندرونی و بیرونی حاصل ذوق هنرمندانه معمار تبریزی بنام «حاج ولی معمار» است که سالها در روسیه ساکن بود و پس از بازگشت به تبریز در سال 1247 ه.ش آنرا بنا نهاد. ویژگیهای خاص معماری دوره قاجار، تزئینات چشمگیر، به کارگیری نورگیر زیبا و چشم انداز موسوم به کلاه فرنگی با ستونها و سرستونهای گچبری شده، پنجره های ارسی، درهای منبت کاری شده در اتاق اصلی موسوم به «طنبی» و غلام گردش دور راه پله، هرکدام به نوعی ذوق و هنر ایرانی را به نمایش گذاشته و آنرا به یک نمونه منحصربفرد تبدیل کرده است. بنا به لحاظ اهمیت تاریخی در تاریخ سال 1354 ه.ش به شماره 1171 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده و در سال 1367 ه.ش توسط سازمان میراث فرهنگی کشور خریداری شده است. اقدامات مرمتی آن نیز پس از تملک به مرحله اجرا درآمده و سعی شده است به الگوهای معماری تاریخی توجه کافی شود. از سال 1375 ه.ش پس از مرمت و تجهیز تالار اصلی و اتاقهای گوشواره با بنمایش گذاشتن اسناد و مدارکی از دوران پرفراز و نشیب انقلاب مشروطه به عنوان موزه آغاز به کار نموده است از مهمترین اموال ارائه شده در آن میتوان از فرش مشروطه، اسلحه کمری ستارخان، لوازم شخصی سران انقلاب و دیگر اسناد و مدارک اهدایی مرتبط با انقلاب نام برد.


معروف ترین بخش بازار تبریز « تیمچه مظفریه » است و از مهمترین و زیبا ترین بخش های بازار تاریخی تبریز است و ارتقای وضعیت فعلی آن از اولویت های کاری این سازمان در حوزه آماده سازی بازار تبریز برای ثبت در فهرست آثار جهانی است. 
تیمچه مظفریه که در زمان ولیعهدی مظفرالدین میرزای قاجار به سال یک هزار و سیصد و پنج هجری قمری ساخته شد بانی آن « حاج شیخ محمد جعفر قزوینی » از بازرگانان تبریز بوده است . با توجه به اینکه هر بنای نوبنیادی در تبریز اگر مورد توجه ولیعهد وقت قرار می گرفت بایستی آن را به ولیعهد پیشکش می کردند این بازرگان کاردان نیز بنا را به نام « مظفرالدین میرزا مظفریه » نامید که مورد تحسین ولیعهد قرار گرفت و از تصاحب و تملک آن خودداری کرد. 
در حال حاضر « تیمچه مظفریه » یکی از مراکز عمده تجارت و صدور فرش آذربایجان و ایران است از شهرتی جهانی دارد. این تیمچه دو طبقه دارد که هر طبقه آن بیست و شش حجره فرش فروشی را در خود جای داده است .


بقعه‌ سید حمزه‌ در محلة‌ سرخاب‌ تبریز، در محل‌ تقاطع‌ خیابان‌ ثقة الاسلام‌ و بازارچة‌ سید حمزه‌ قرار دارد که‌ در گذشته‌ازشکوه‌ و عظمت‌ زیادی‌ برخوردار بوده‌ است‌. صاحب‌ کتاب‌ «روضات‌ الجنان‌ و جنات‌ الجنان‌» شکوه‌ و زیبایی‌ و بلندی‌ بنا را تعریف‌ کرده‌ و گنبد و عمارت‌ مقبره‌ را «از کمال‌ ارتفاع‌ با آفتاب‌ برابر» ستوده‌ است‌.
سید حمزه‌، که‌ در دربار غازان‌ خان‌ از جایگاه‌ ویژه‌ای‌ برخوردار بوده‌ در سال‌ 714 هـ ق‌ به‌ دست‌ مغولان‌ کشته‌ شد و در بنایی‌ که‌ میرزا ابوطالب‌ - وزیر آذربایجان‌- در همان‌ سال‌ بر آرامگاه‌ وی‌ احداث‌ کرده‌ به‌ خاک‌ سپرده‌ شد. آنچه‌ امروز از بقعة‌ سیدحمزه‌ باقی‌ مانده‌، صحن‌ نسبتاً وسیعی‌ است‌ که‌ در سمت‌ جنوب‌ آن‌، مقبره‌ قرار گرفته‌ و در سمت‌ شرق‌ و شمال‌ آن‌، حجرات ‌و مدرس‌هایی‌ است‌ که‌ از ده‌ها سال‌ پیش‌ متروک‌ مانده‌ و به‌ امانتگاه‌ اموات‌ تبدیل‌ شده‌ و در تعمیرات‌ سال‌های‌ 1333 – 1334هـ.ش‌ که‌ از محل‌ اوقاف‌ ظهیریه‌ به‌ عمل‌ آمده‌ دوباره‌ به‌ حجره و اقامتگاه‌ طلاب‌ علوم‌ دینی‌ تغییر صورت‌ داده‌ است‌. این‌ بقعه‌گنبد بلندی‌ دارد. طاق‌ زیرین‌ گنبد آیینه‌ کاری‌ شده‌ و بر دور آن‌ کتیبه‌هایی‌ که‌ مشتمل‌ بر تاریخ‌ می‌باشد نوشته‌اند. اصل‌ بقعه‌، مقبرة‌ کوچکی‌ است‌ که‌ تقریباً چهار ذرع‌ طول‌ و سه‌ ذرع‌ عرض‌ دارد. حجرة‌ جداگانه‌أی‌ در سمت‌ غربی‌ آن‌ بوده‌ که‌ بین‌ مقبره‌ وآن‌ حجره‌ دیواری‌ فاصله‌ بوده‌ است‌. ضمناً قبر میرزامحمدابراهیم‌ وزیر، در دهلیز سرداب‌ واقع‌ است‌ و اسم‌ آن‌ مرحوم‌ در دوسوی‌ دری‌ که‌ به‌ گنبد داخل‌ می‌شود، نوشته‌ شده‌ است‌. در ترکیب‌ فعلی‌ بنا، نمونه‌هایی‌ از حجاری‌ و کاشیکاری‌ پیشین‌ به‌چشم‌ می‌خورد که‌ از نمونه‌های‌ بسیار جالب‌ حجاری‌ آن‌ طاق مرمرین صحن سردر مدرسه است که از چهار قطعه مرمر بزرگ تشکیل یافته است. پایه‌های‌ طاق‌ از سنگ‌ مرمر ساده‌أی‌ هستند که‌ به‌ جای‌ نمونه‌های‌اصلی‌ گذاشته‌ شده‌اند. در پیشانی‌ این‌ طاق‌ از دو سو به‌ طور متقابل‌ به‌ خط‌ ثلث‌ عالی‌ آیة‌ شریفة «ادخلوها بسلام‌ آمنین‌» و در زیر هریک‌ از آنها در میان‌ ترنج‌ عبارت‌ «یامفتح‌ا‌لابواب‌» به‌ طور برجسته‌ کنده‌ شده‌ است‌. در نوک‌ ترنج‌ها، یک‌ ختایی‌ کوچک‌ و دراطراف‌ آنها اسلیمی‌هایی‌ نقر‌ شده‌ است‌. در کرانه‌های‌ طاق‌ در جانب‌ شرقی‌ و غربی‌ خطوط‌ نستعلیق‌ حک‌ گردیده‌ که‌ با یک‌رشته‌ اسلیمی‌ زیبا تزئین‌ یافته‌ است‌. عرض‌ این‌ طاق‌، 183 و بلندی‌ قسمت‌ اصلی‌ آن‌ 120 سانتی‌ متر است‌. بالای‌ طاق‌ سردر نیز، سنگ‌ نوشتة‌ مرمرینی‌ نصب‌ شده‌ که‌ مربوط‌ به‌ زمان‌ ناصرالدین‌ شاه‌ قاجار است‌ و حکایت‌ از تعمیر این ‌بقعه‌ به‌ سال‌ 1279 هـ.ق‌ دارد.


این پل(پل آجی چای) از قدیمی ترین آثار منطقه می باشد. تبریز از زمانیکه هنوز آبادی کوچکی بیش نبوده است جاده و مسیر ارتباطی تمدن های شرق و غرب از این مسیر میگذشته و این پل نقش مهمی در ارتباط بین تمدنهای دو طرف داشته است. 
معماری پل یکدست نیست. این پل به علت طغیان رودخانه و جنگلهای منطقه ای بارها صدمه دیده و مرمت شده است. پل شامل 16 دهنه بطول 105 متر و عرض 5 متر می باشد. 
نام این پل را اولین بار درمتون صفویه و در زمان شاه اسماعیل اول در " سفرنامه ونیزیان " می بینیم
این پل تا دهه چهل ارتباط بین دو طرف را برقرار میکرده است. بعدها پل دیگری در نزدیکی آن ساخته شده و اکنون ترددهای منطقه ای از روی پل جدید الاحداث می گذرد. 
پل شامل چندین دوره معماری سنگی و آجری در فرمهای مختلف میباشد و این بر غنای معماری و زیبایی پل افزوده است.


نخستین تأسیسات آتش‌نشانی ایران برج آتش‌نشانی تبریز است که با تاسیس اولین بلدیه کشور در تبریز اولین آتش نشانی نیز به وجود آمده.
برج آتش نشانی نبش خیابان خاقانی و خیابان بهادری تبریز واقع شده و تاریخ بنای آن مربوط به اواخر دوره ی قاجاریه است . این برج آجری 23 متر ارتفاع دارد و پلان آن در داخل برج،دایره شکل است . یک رشته راه پله ی حلزونی به قسمت فوقانی برج راه می یابد. 
این برج کارکردی دیده بانی داشت و شب ها نگهبانی در اتاقک فوقانی آن کشیک می داد. در صورت بروز آتش سوزی در هر نقطه از شهر ، محل آن توسط نگهبان شناسایی می شد و به اطلاع مامورین آتش نشانی می رسید تا برای خاموش کردن آتش به آن سو گسیل شوند . 
علاوه بر این،در اتاقک فوقانیبرج ، همواره چراغی روشن بود . هنگام شب کسانی که نیاز به امداد داشتند ازطریق چراغ و برج می توانستند محل آتش نشانی را تشخیص داده و به آن سمت بشتابند. 
بدین ترتیب شهر تبریز از دوره قاجاریه دارای دستگاه های اطفای حریق و پمپاژ آب با پمپ های مسی دستی دو طرفه بود . این وسایل،هم اکنون در موزه ی آتش نشانی تبریز نگهداری می شوند . این برج یکی از نمونه های نادر در نوع خود است که تاکنون باقی مانده است.


حمام نوبر تبریز، یکى از باشکوه‌ترین معماری‌هاى ایرانى برجای مانده از اواسط دوران قاجاریه است که با زیربنا و مساحتی حدود 700 مترمربع در محل تقاطع دوخیابان اصلی و معروف شهر تبریز ( امام خمینی و تربیت) قرار گرفته است.

این حمام که با توسعه شهر تبریز و تخریب دروازه قدیمی در مرکز شهر قرار گرفت حدود 140 سال قبل توسط معماری به نام بالاکاظم از اهالی قره آغاج ساخته شده است.

حمام قدیمی نوبر در سال 78 از سوی سازمان میراث فرهنگی با شماره 2512 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده و در قالب طرح پردیسان با تغییر کاربری با همان الگوی قدیمی و بدون دخل و تصرف در فضاهای معماری به سفره‌خانه و چایخانه سنتی تبدیل شده و ارائه خدمات می‌دهد.

در نقشه شهر تبریز که پیش از سال 1243 هجری قمری تهیه شده، این حمام در نزدیکی دروازه نوبر مشخص شده و در نقشه دارالسلطنه تبریز، متعلق به سال 1297 قمری، این بنا با نام «حمام وزیر» دیده می‌شود.

این حمام زیبا و قدیمی چه در روزگاری که با کاربری حمام مورد استفاده قرار می‌گرفت و چه در سال‌های اخیر به دلیل موقعیت مکانی و رطوبت موجود در محل آسیب‌های فراوانی را متحمل شده بود که میراث فرهنگی به منظور حفظ این اثر تاریخی برجسته، به مرمت و بازسازی آن اهتمام ورزید.

حمام نوبر دو بخشِ اصلی، سربینه و گرمخانه دارد. سربینه حمام فضایی وسیع با قاعده هشت‌ضلعی است که در بخش میانی آن، طاق‌بندی‌شده و بر هشت ستون سنگی قرار گرفته است. همچنین حوضی هشت‌گوش در میانه این بخش قرار دارد و سکوهایی بر گرداگرد آن قرار دارند.

طاق‌ و گنبد بزرگ‌ گرمخانه‌، طاق‌ و گنبد با ستون‌ و سرستون‌های‌ سنگی‌ مقرنس‌‌کاری‌‌شده‌ سربینه‌ و اجرای‌ کاربندی‌ و ترکیب‌ آجر و کاشی‌ و پوشش‌ معقلی‌ مناسب‌ حمام و کتیبه‌های مصور زیبای ورودی را از دیگر جاذبه‌های این حمام تاریخی برشمرد.

از جمله مصالح به کار رفته در ساخت حمام می‌توان به آجر در جرزها و سقف‌ها ملات و گچ و همچنین سنگ‌تراش خورده در ستون‌ها کف‌ها و ازاره‌ها اشاره کرد.

در راستای بهره‌برداری بهینه از تمام فضاهای حمام، فضاهاى سربینه و گرمخانه به سفره خانه، فضاى پشت بام به چایخانه و اجراى مراسم پرده‌خوانى و نقالى اختصاص دارد.

 




یکی از جالب ترین و دیدنی ترین آثار تاریخی تبریز مربوط به دوره صفویه برج اجری بسیار زیبایی است که در کنار مهران رود (لیقوان چایی) در شرق تبریز آز توابع روستای کرکج بنا شده است.
برج خلعت پوشان برج آجری منشورشکل بلندیست که دارای یک قاعده کثیرالاضلاع 16 ضلعی است که قطر قاعده آن 5/9 متر می باشد.برج دارای دو طبقه است ،سقف طبقه اول گنبدی و سقف طبقه دوم ریخته و بعدا با تیرآهن پوشش شده است.
طاقنماهای جهات اصلی شکل طاق جناغی هستند اماجوانب دوازده گانه دیگر بشکل اسپر و دارای طاقنما و تزئیناتی از آجر و کاشی برنگهای سیاه و آبی میباشد.راه پله طبقه همکف به طبقه اول و پشت بام در گوشه شمالشرقی بنا واقع شده است. مالکیت بنا متعلق به دانشگاه تبریز بوده و از نظر تاریخی و معماری بنایی است منحصر بفرد که تا کنون باقیمانده است. 
براساس متون و سفرنامه های دوره قاجاریه برج در داخل استخری قرار داشت که با گذشتن از روی پلی ورود به ساختمان میسر می شده است.اکنون کانال اطراف برج پر شده و بصورت پیاده رو فرش شده ای در آمده است. 
قبل از احداث اتوبان تبریز - تهران ، این برج تاریخی در سمت چپ جاده تبریز به باسمنج در دره با صفایی قرار دارد. به طوری که از نام این اثر تاریخی استنباط می شود برج مزبور مخصوص اهداء خلعت و انعام و نشان و مقام در دوره قاجاریه و قبل از آن به کسانی بود که در خدمت حکومت وقت بودند به این معنا که ولیعهد مقیم تبریز ابتدا با تشریفاتی به محوطه بسیار فرحناک پوشیده از گل و درخت و استخر و آبشار و رودخانه و چمن وارد می شد و در محوطه برج سه طبقه مدور می نشست و کسانی که قرار بود انعام یا خلعتی از طرف حکومت دریافت کنند در مقابل این برج زیبا به صف می ایستادند آنگاه که انعام و خلعت و کمر و شمشیر جواهر نشان به خدمت گذاران حکومت اهدا می شد و شال و عبای ترمه به دوش آنها انداخته و شمشیر مرصع به کمرشان می بستند این افراد به طور دسته جمعی به طرف شهر حرکت کرده وارد درگاه محل اقامت ولیعهد در عالی قاپو (استانداری امروز) می شدند و به رسم دیرین و ادای احترام ابتدا به زانو در آمده درگاه عالی قاپو را بوسیده منتظر نزول اجلال بزرگان می شدند و در پایان این مراسم از طرف شخص دریافت کننده خلعت و انعام و القاب با افتخار این موهبت بزرگ!! مهمانی با شکوهی ترتیب می دادند.
فاصله برج خلعت پوشان از مرکز تبریز در حئوئ 5 کیلو متر است و محوه این برج و باغ آن برای مطالعات علمی در اختیار دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز قرار دارد


بازسازی و مرمت مجموعه بازار تبریز، به احتمال قوی همزمان با بنای باروی شهر به همت نجفقلی خان بیگلربیگی از سال 1194 هجری آغاز شد. بافت اصلی بازار تبریز از دو راسته سر پوشیده شمالی– جنوبی– شرقی و غربی تشکیل شده است. 
عرض بازارها بین چهار تا پنج متر و بلندی سقف آنها پنج تا شش متر است که در مقایسه با سقف بازارهای نقاط گرمسیری ایران کوتاه تر است. 

راسته های اصلی توسط راسته های فرعی به هم متصل شده اند و فضاهای بین آنها سراها و کاروانسراها و تیمچه ها بنا شده است. تقاطع راسته ها را در سه راهی ها و چهارراهی ها (چهارسوقها) طاقهای گنبدی پوشانده است. بزرگترین گنبد بازار، گنبد تیمچه امیر و زیباترین قسمت آن تیمچه مظفریه است. مهمترین ورودی بازار تبریز در حال حاضر در انتهای شمالی خیابان فردوسی است. شبکه بازار تبریز بمثابه قلب شهر است و نقش عمده ای در بافت شهر دارد. این بازار که با مساحتی معادل یک کیلومتر مربع در سال 1354 شمسی در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است بزرگترین اثر ثبتی کشور و وسیعترین مجموعه مسقف و بهم پیوسته جهان بشمار می رود.


این بقعه(عون بن علی) در زمان ایلخانان مغول بر فراز بلندترین قله کوه سرخاب بنا شده است. اصل بنا مقبره و مسجد است، شامل 6 گنبد که 9 اتاق در جهات شرقی، غربی و جنوبی با پوشش گنبدی و طاق آهنگ سه طرف آن را فرا گرفته است. در اواخر قاجاریه سالن در شمال گنبد خانه برای پیشگیری از رانش بنا به طرف دره شمالی اضافه شده است. هشتی در طرف جنوب و دارای ایوانی با 5 ستون سنگی و اتاقهای جانبی است که طرفین آنرا میلهای سنگی بشکل مناره زینت میدهد. معماری آن به شیوه ایلخانی است. در قرن نهم آباد بوده و در حمله عثمانیان تخریب گردیده و در زمان شاه عباس صفوی تجدید بنا شده است. بار دیگر در زلزله سال 1193 هجری ویران و اواخر قرن 13 توسط امین لشگر قهرمان میرزا تعمیر شده است. مقبره و مسجد محل زیارت و انجام مراسم مذهبی بوده است. نمای بیرونی ساختمان سنگی با ایوان و ستونهای سنگی مقرنسکاری شده و میلهای سنگی در طرفین بناست. نوع مالکیت بنا اوقافی است. این بنا به عینال ، زینال یا عینالی و یا بقعه عون ابن علی نیز مشهور است بدلیل ادعای جماعت درویشان مبنی بر اینکه این بقعه مزار دو پسر حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام است ولی بر اساس تحقیقات بدست آمده دفن شدگان در کوه سرخاب از فرزندان بی واسطه حضرت مولای متقیان، امیرمومنان علی بن ابی طالب سلام اله علیه نبوده و شاید دو تن از پاکمردان و محبان آن حضرت بوده اند که نام عون بن علی و زید بن علی داشته اند. 
تعمیر اساسی دیگری نیز از طرف امیرلشگر اسماعیل خان والی آذربایجان و فرمانده قشون شمالغرب در آن بنا به عمل آمده که در سنگ نبشته منصوب به دیوار ایوان بقعه بدان اشاره شده است. در سالهای اخیر تعمیرات اساسی از سوی سازمان میراث فرهنگی که شامل عملیات مربوط به استحکام بنا، عایقکاری پشت بام ها، توسعه ایوان ضلع شمالی جهت استراحت مراجعین و جلوگیری از رانش بنا صورت گرفته است.


بنای ارک تبریز باقیمانده مسجدی است که در قرن هشتم هجری توسط تاج الدین علیشاه وزیر الجایتو ساخته شده است. قسمتی جنوبی آن دارای طاقی بزرگ بوده که گویا به علت تعجیل در بنیان آن،فرو ریخته است.
عرض این بنا 30 متر و ارتفاع آن 26 متر است. عرض دیوارها 10 متر و داخل آنها مرکب از دو دیوار عریض است که توسط طاقهایی به هم اتصال یافته است


عمارت بسیار زیبای شهرداری تبریز در سال 1314 در محل گورستان متروک نوبر با نظارت مهندسان آلمانی در زمان شهرداری حاج ارفع الملک جلیلی بنا گردید.

نمای خارجی شهرداری از سنگ تراشیده شده و نقشه ساختمان آن مطابق با ساختمان های کشور آلمان قبل از جنگ جهانی دوم است و کل نقشه به شکل عقاب در حال پرواز را دارد.



ایل گلی (شاهگلی سابق)

شاه گلی سابق (استخرشاه) که امروز ایلی گلی نامیده می شود از گردشگاههای زیبا و دلکش تبریز است در 7 کیلومتری جنوب شرقی تبریز بر دامنه تپه ای واقع شده است.

ایل گلی استخری بس بزرگ بسان یک دریاچه که مساحت آن 54675 متر مربع است،در جنوب آن تپه ای است که از پایین به بالا پله بندی کرده و آبشارهایی ساخته اند که نهرآب ها
از آبشار به سوی دریاچه روان است.

در مرکز دریاچه عمارت با شکوه و دو طبقه ای ساخته شده است که محل رستوران و پذیرایی از میهانان داخلی و خارجی است.






بؤلوم :


پنجشنبه 30 بهمن 1393 :: نويسنده : ���
+0 به یه ن

رصد خانه مراغه


ارگ علیشاه تبریز


قلعه بابک کلیبر


قلعه ضحاک عجبشیر


قلعه ضحاک شبستر


روستای کندوان اسکو


ستون مسجد جامع عجبشیر مربوط به دوره ی صفوی


مسجد جامع مرند


پل تاریخی در اهر


مسجد کبود تبریز


کلیسا خرابه جلفا


پل دختر







بؤلوم :


چهارشنبه 29 بهمن 1393 :: نويسنده : ���
+0 به یه ن

عاشق آدین شیرین دی
فرهاد دوستو شیرین دی
دوست دان دوستا گلن پای
بئچه بالدان شیرین دی

ای عاشق اسمت شیرین است
دوست فرهاد شیرین است
هدیه ای که از دوست می رسد
از عسل تازه شیرین است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اویالانچی ایللر گونه دیمزمیش
گول وئردیم،وئردیییم گوله دیمزمیش
گوزوم ده چاغلایان سئله دیمزمیش
حئیف او سئوگییه ، او محبته

در حد ارزش یک روز نبود،
عمری که با تو هدر دادم ،
سالهایی که به پایت ریختم.
عشق تو،
ارزش گلی را که هدیه کردم ،
واشکهایی را که برایت ریختم ،
- نداشت
حیف از آن عشق و محبت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سئوگیلیم،عشق اولماسا،وارلیق بوتون افسانه دیر
عشقیــده ن محــروم اولان،انسـانلیغــا بیگــانه دیر
سئـوگی دیـر،یالنیــز محببتــدیر حیــاتین جـوهــری
بیر کونـول کی عشق ذوقین دویماسا،غمخــانه دیر

عشق من,اگر عشق نباشد هستی افسانه ای بیش نیست
کسی که از عشق محروم باشد,با انسانیت بیگانه است
فقط عشق و محبت جوهر حیات هستند
دلی که عشق را درک نکند،غمخانه است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

گونوم ائله سندن شیکایت اؤلوب،
بو سئوگی بیر داستان ،حئکایت اؤلوب
محبت نه واخت دان جینایت اؤلوب
بوراخ گؤزلرینین حبسیندن منی

روزگارم شکایت از تو شده است
این عشق داستان و حکایت شده است
از کی محبت جنایت شده است ؟
از محبس چشمانت رهایم کن

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شول فلکین گردیشى٫ هئچ وقت منى شاد ائتمه دى
خسته کؤنلوم بیر بلادن٫ غمدن آزاد ائتمه دى
آیرى دوشدوم قووم و قارداشدان منى یاد ائتمه دى
من تکین بخت-ى قارانى خانه ویران ائتمه دى
نئیله ییم ائى دوستان٫ من بى وفایا اوغرادیم؟

از گردش چرخ فلک، ناشاد ماندم هر زمان
با قلب مملو از غم و بیداد ماندم هر زمــان
در بند و دور از یاد هر، آزاد ماندم هر زمان
در حسرت یک خانه آباد ماندم هر زمــان
گوئید با هر دوستی ، گشتم اسیــر بی وفا

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یارین رهئ عشقینده کونول قان اولا، خوشدور
هیجرینده گوزوم هر گئجه گیریان اولا، خوشدور
من کی، بو قارا گوزلولر عشقینده اسیرم
سینم هدفئ- ناوکئ- مژگان اولا خوشدور
سن عصریمیزین ایندی زولئیخاسی سان، ای گول!

در راه عشق اگر دل خون شود ، خوش است
اگر در فراقش هر شب چشمانم گریان شود ، خوش است
من که اسیر عشق این سیه چشمانم
اگر ناوک مژگانش سینه ام را هدف گیرد ، خوش است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اسرار دئلیم خلقه نمایان اولدو
هر دلبره ایسته دیم باخام قان اولدو
بو دهر دنی ده بس کی محنت چکدیم
قددیم بوکولوب مثال چوگان اولدو

اسرار دلم پیش خلق آشکار شد
به هر دلبری که خواستم بنگرم خون به پا شد
در این دنیای دون بس که محنت کشیدم
قدم خم همچو چوگان شد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من سنی سئویرم ، سن واری، پولو،
گور هاردان دوشوبدو عشقیمین یولو…
نه منیم اوره ییم بیر بئله دولو،
نه سنین اوره یین بوش اولمایایدی

من ترا دوست دارم و تو پول و ثروت را
ببین راه عشقم به کجا افتاده
کاش نه دل من اینقدر پر
و نه دل تو اینقدر خالی بود

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من ترک شراب لب یار ائیلدیم اولدی
زهر غم هجریله مدار ائیلدیم اولدی
ای شیخ بهشتی دئمه ترک ائیلییه ن اولماز
من ترک سر کوی نگار ائیله دیم اولدی

من ترک شراب لب یار کردم و شد
با زهر غم هجر مدارا کردم و شد
ای شیخ نگر که کسی بهشت را ترک نمی کند
من ترک سر کوی نگار کردم و شد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

جان وئرمه غم عشقه کی عشق آفت جاندیر
عشق افت جان اولدوغی مشهور جهاندیر
سور ایستمه سودای غم عشقده هرگز
کیم حاصل سودای غم عشق زیاندیر

جان به عشق نده که عشق آفت جان است
آفت جان بودن عشق مشهور جهان است
از سودای غم عشق سود طلب نکن
چرا که حاصل سودای عشق زیان است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ساچلارینا بنزتمیشم گئجه می
گل اوزاق گزمه یانیما سئوگیلیم
دوداغیندا ایتیرمیشم سؤزومو
گولوشونله جانیمی آل سئوگیلیم

شبم را به گیسویت تشبیه کردم
دورنرو بیا پیشم سوگلیم
در لبهایت حرفم را گم کرده ام
با خنده ات جانم را بگیر سوگلیم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

گؤزلرینه باخماسام
گؤز نه ییمه گرک دیر
آدینی چکمز اولسام
دیل نه ییمه گرک دیر

سؤز نه ییمه گرک دیر
سه سینی ائشیتمز اولسام
یاخشی دیر بو دنیادا تک اولسام

به چشمانت نگاه نکنم
چشم به چه دردم می خورد
اسمت را بر زبان نیاورم
زبان به چه دردم می خورد
کلمه به چه دردم می خورد
صدایت را نشنوم
بهتر است که در دنیا تک و تنها باشم






بؤلوم :


چهارشنبه 29 بهمن 1393 :: نويسنده : ���
+0 به یه ن

گونده منه باش وئران ایندی منه داش وئرر

ایندی منه داش وئران  اوزگلره  باش  وئرر

اوزگه اگر داش وئرا دردینه دوزمک اولار

باخ بورا سوز بوردادی داشلاری یولداش وئرر

******************************

بی وفا جانان یولوندا جان گویان دیوانه دور .شاهدیم بو مطلبه شمعه یانان

پروانه دور پروانه ایلر افتخار شمع دیر بیچاره پروانه عجب دیوانه دور

******************************

سنه میلیون لارجا گول ورمک ایستیردیم آمما گولر سولار.سنه عمریمی

ورمک ایستیردیم آمما بیر گون اولجاغام . سنه ساده جه سئوگی می

وئریرم کی تا ابدی سنن واردئی






بؤلوم :


چهارشنبه 29 بهمن 1393 :: نويسنده : ���
+0 به یه ن

اولسایدی   میسر   گوزلیم   یارین   اولایدیم

هر لحظه غمین چکمگه غمخوارین اولایدیم                                                        

هر شب دولانیب صبحه کیمین شمع  جمالین 

پروانه   کیمی   طالب    دیدارین    اولایدیم 






بؤلوم :


چهارشنبه 29 بهمن 1393 :: نويسنده : ���
+0 به یه ن

گئددیین    یوللارا    باخدیم    نه قدر

قاییدیب    گلمه دین  قوجاددین  منی

آلیبدیر    دونیامی    بوتون   غم کدر

قاییدیب   گلمه دین   قوجاددین  منی






بؤلوم :


چهارشنبه 29 بهمن 1393 :: نويسنده : ���
+0 به یه ن


قار یاغیر

قار اوستونه...

ایزلریمیز ایتیر

آدلاریمیز قالیر آیاق آلتیندا

سسلریمیز...

و قار آداملاری نه آغلاییر نه گولور!

قار یاغیر

یوخولاریمیزدا دونور گؤیرچین یوواسی...

دیلیمیزده دونور سئویرم سؤزجویو

و قارقالار دسته اوچور

مور کؤینه‌ییندن کوچه‌نین...

سونرا ویترین کیمی گؤزلرینده

ماوی ساتیر اوره‌ییمی بازار

قانلی آلیر...

و قار یاغیر حسرت اوستونه

و قار یاغیر ...


لئیلی کحالی






بؤلوم :


چهارشنبه 29 بهمن 1393 :: نويسنده : ���
+0 به یه ن



افسانه ی بوزقورد 

افسانه بوزقورد یا  گرگ خاکستری  از افسانه های کهن  تر کان است و ریشه هزار و پانصد ساله دارد این افسانه در حدود یکصدو نود و یک سال بعنوان ایدئولوژی رسمی امپر اطوری  گؤک ترک یا  تر کان آسمانی  بود و از دریای چین تا دریای سیاه به شکل های گونا گون سینه به سینه نقل می شد و توسط پیکرتراشان بصورت تندیس های مختلف تراشیده ودر شهر های مختلف نصب می گرد ید. بر اساس این افسانه روزی دشمنان به سرزمین تر کان حمله کرده و تر کان در مقام دفاع تا آخرین نفر شجاعانه جنگیده و کشته می شوند.آخرین بازمانده زخمی این جنگ مهیب پسرکی بود که توسط ماده گرگی به نام آسنا  یا   آچینا  از مهلکه نجات داده می شود . طبق افسانه بر روی زمین غیر از آن پسرک ترکی نمانده بود . پس از چندی نسل جدید ترک  از وصلت پسرک ترک با گرگ پا به عرصه وجود می نهد و در نسل های بعدی آنها عاقبت امپر اطوری عظیم گؤک ترک  یا  تر کان آسمانی  (ترکهای آبی) را از دریای چین تا دریای سیاه بنا می نهند .برای مستند کردن افسانه،نظریات  تونک تین  دائره المعارف و سالنامه نویس مشهور چین را که در سال 801 ‏یعنی حدود یک قرن پیش از اسلام می زیست در اینجا می آورم .  تونک تین  در بین دائره المعارف 199 ‏جلدی خود، جلد 197 ‏را به تاریخ و منشاء اقوام ترک اختصاص داده و بطور مفصل از آداب و رسوم تر کان آسمانی بحث می کند . اینجانب به خوانندگان محترم برای اولین بار در تاریخ ادبیات، متن ترجمه شده چینی به استانبولی را به فارسی ترجمه کرده و در اختیار محققین قرار می دهم . ‏بر طبق نوشته تونک تین سرزمین آنان (قبایل تر کان آسمانی) توسط همسایه بالای (هسی های)  دریاچه ایستی گؤل در اسیای میانه نابودشد . زن و مرد و کوچک و بزرگ همگی قتل عام شدند و تنها فرزند ده ساله از آنان باقی ماند . به خاطر خردسالی نخواستند او را بکشند ولی دست و پاهایش را قطع کرده و به مرداب بزگی انداختند. ماده گرگی در آنجا به پسرک گوشت می آورد و مانع مرگ او می شد . بعد از مدتی پسرک با گرگ وصلت کرده و گرگ حامله می گردد.گرگ تا دریای مغرب می رود.در آنجا کوهی بود. بر فراز کوه می ایستد . این کوه در شمال غربی سرزمین کائوچو نیک (تورفان کوچو در تر کستان فعلی چین) بود. در آنجا غاری بود. در آنطرف غار (در بین کوههای محصور)سرزمین سرسبز وجود داشت، مساحت این سرزمین بیش از    ‏لی حدود۲۰۰ ۲۰۰ میل بود . گرگ در اینجا ده فرزند پسر زائید، آنها بعد از بزرگ شدن در خارج منطقه سکونت خود ازدواج کرده و زنانشان حامله می شدند. این فرزندان قبایلی را بوجود آوردند که بزودی ازدیاد نسل کرده زیاد شدند. بعد از اینکه چند صد عائله شدند.در حالیکه چند نسلی از آنها گذشته بود ازدرون غار بیرون آمدند و به ژوان ژوان ها پیوستند .در منابع دیگر از  غار ، به منطقه محصور در بین کوههای سربه فلک کشیده با نام  ارکنکون  نام برده می شود که تر کان بعد از چندین نسل ازدیاد چون نمی توانستند از منطقه محصور سر به فلک کشیده خارج شوند به راهنمایی آهنگری که گفته بود این کوهها دارای سنگ آهن است از مقادیر منتابهی پوست حیوانات دم و کوره آهنگری ساخته و با زدن تونلی از میان کوهها خارج گرد یده وآنروز چون مصادف با اول ماه حمل (فروردین) بود آنرا  عید ارکنکون  یا نوروز نامیدند که برای اولین بار دوباره ترکان به صحنه جهانی پای نهاده و به راهنمایی  بوز قورد  این بار از بین کوههای سر به فلک کشیده ی خارج از ارکنکون که گم شده و می رفتند که دوباره نابود شوند با صدای زوزه گرگ به سوی او جلب شده و با واهنهایی گرگ از مهلکه دوباره نجات ‏می یابند . بعدها این  بوزقورد  در شکل  گؤک بؤری  (گرگ آسمانی) نیز در زمانی که اوغوزخان می خواست به فتح جهان اقدام کند با ستون نور آبی رنگ بر چادر او وارد شده می گوید اگر می خواهی در جنگ پیروز شوی هر وقت من پیش رفتم پیروی کن و هرجا من ایستا دم بایست. ‏  از آنروز  بوزقورد پیش آهنگ جنک ترکان می شود و با حمله او به دشمنان فتح و ظفر نصیب ترکان می شود . ‏آنچه از افسانه های فوق الذکر اسباط می شود این است که در طی قرون و اعصار گذشته  بوزقورد  (کرگ خاکستری) بعوان سمبل الهی نگه دار ترکان و راهنمای آنان تلقی گرد یده و در موارای که می خواست از یک ترک اصیل و با غیرت و خالص تمسیلی ارایه نمایند او را به بوزقورد تشبیه می کردند. در نظرترکان بوزقورد فرشته ای از فرشگان الهی بود که جهت پایندگی نسل ترکا ن شکل بوزقورد بر ترکان ظاهر شده بود. به نظر می رسد بعدها بوزقورد یک درجه ارتشی گرد یده و به کسانیکه در راه بنای ملت ترک فداکا ریهای شایان می کردند عطا می شد . ‏البته غیر از درجه بوزقورد یا مخفف آن ´´قورد´´ یک درجه بزرگتری نیز در میان درجات نظامی و اداری تر کان باستان دیده می شود که از همین واژه قورد گرفته شده و آن ´´آلپاگوت´´ است. این واژه بشکل های مختلف از قبیل آلپاغوت و آلپاقوت نیز بکار رفته ودر ترکی جغتایی ‏معنی " انسان اصیل " را می دهد. ‏احتمال دارد این واژه مرکب از دو جزء  آلپ  به معنی بزرگ و سترگ و قهرمان و پهلوان و " قورت " به معنی گرگ باشد. این لقب تنها مختص کسانی بود که دوره های مختلف به اصطلاح کماندویی و رنجری وچریکی و دگریلا یی امروزه را با موفقیت گذرانیاه و در شکلعملی به رزمند گانی اطلاق می گرد ید که به تنهایی به لشکریان دشمن حمله کرده، و بدون اینکه دسگیر شوند از میان آنان خارج می شدند. واژه قورد بعنوان صفت جانشین موصوف از زبان ترکی وارد زبان فارسی گرد یده و در ادبیات فارسی بصورت  گرد  و جمع آن گردان بکار رفته است . فردوسی در شاهنامه می گوید: ‏گردان دوآ مد با درفشی چو باد         همیدون به گرگین میلاد داد در ادبیات فارسی به کسانیکه می توانستند در جنگ  گردی(قوردی) را دستگیر  نمایند لقب  گرد گیر  (قورد گیر) می دادند .  فردوسی در مورد پهلوا نان گرد گیر در بعضی از اشعارش سروده : ‏چنین گفت کاین مرد جنگی به تیر            سوار کمند افکن و گرد گیر ‏دلیر است و اسب افکن و گردگیر              عقاب اندر آرد ز گردون به تیر ‏دریغ آن هژبر افکن گردگیر                    دلیر و جوان و سوار و هژیر ‏امروزه نیز در واحدهای ارتش جمهوری اسلامی ایران به جمع چهار یا پنج گروهان، یک  گردان  اطلاق می شود که از حدود  400- 500   ‏نفر سرباز تشکیل می شود و نیز به درجه ای از درجات نظامی امروزی ایران  سرگرد  اطلاق می شود که بالاتر از درجه سروانی و پائین از درجه سرهنگی است و در حقیقت همان  باشقورد  (باش قورت = قورت باشی) زبان ترکی است. به هر حال دامنه افسانه ی بوزقورد به أرجات نظامی امروزی جمهوری اسلامی نیز کشیده شده و نشان از ریشه دار بودن این افسانه دارد





بؤلوم :


چهارشنبه 29 بهمن 1393 :: نويسنده : ���
+0 به یه ن


علاوه بر زبان سومری که در برخی محافل زبان شناسی بعنوان ریشه زبان ترکی (یا پروترک) مطرح است، مراحل دیگر تکوین زبان ترکی شامل دوران ترکی اولیه (شامل ترک های هون، بلغار، پچنک و خزر) از قبل از میلاد تا قرن ششم میلادی، ترکی قدیم (دوران گؤک تورک و اویغور ها) از ششم تا هشتم میلادی، ترکی میانه (شامل ترکی مشترک آسیای میانه و ترکی غربی یا سلجوقی) از قرن دهم تا شانزدهم میلادی و ترکی جدید (شامل ترکی عثمانی، آذربایجانی، جغتایی، اوزبکی و ...) از قرن شانزدهم تا عصر جدید می باشد. بنظر بعضی محققین، کلمه ترک نام قبیله مؤسس حکومت گؤک تورک در 552 میلادی، یعنی شخص آشینا بوده است و بعد از آن به کل ملتی که به زبان آنان سخن می گفتند منسوب شده است ( منابع 2و5 ). 

ترکان اوغوز Oğuz (اوق = ایل + اوز = علامت جمع در ترکی قدیم) از قبایل مهم ترک ها بوده اند و امروزه اکثر ترکان غربی (ترکان ایران، ترکیه، آذربایجان، ترکمنستان، عراق، سوریه، قبرس و بالکان) از نسل ترکان اوغوز می باشند. اوغوزها بعد از پذیرش اسلام به ایران و آناتولی مهاجرت کردند و دولتهای اسلامی بزرگی چون سلجوقی ها و عثمانی ها را تشکیل دادند. از ترکان قدیم داستان ها و افسانه های متعددی باقی مانده است، نظیر داستان های آفرینش، آلپ آرتونقا، شو، اوغوزخان، بوزقورد و ارگه نه قون.

داستان بوز قورد( گرگ خاکستری) از معروفترین این داستان ها حکایت نسل رو به انقراض قبیله ای ترک در اثر حمله دشمن است که با ازدواج یک گرگ با باقی مانده این قبیله دوباره ادامه پیدا می کند. بوزقورد از قدیم الایام به عنوان مهمترین سمبل ملت ترک شناخته شده است. به داستان های بعد از اسلام نظیر داستان های ساتوق بوغراخان، ماناس، چنگیزنامه، دده قورقود نیز می توان اشاره کرد. حماسه دده قورقود به عنوان یک داستان ترکان غربی خصوصاً ترکان آذربایجان از اهمیت بیشتری برخورداراست که در مباحث دیگر به آن می پردازیم. ادبیات کتبی ترکی بدون درنظر گرفتن دوران پروترک یا زبان سومری با سنگ نوشته های یئنی سئی و اورخون شروع میشود ودر حدود 1400-1250 سال سابقه دارد. 51 نوشته یئنی سئی بر روی سنگ مزارهای اطراف رودخانه یئنی سئی در آسیای میانه قدیمی تر از همه است. این سنگ نوشته ها با الفبایی متشکل از 159 علامت نوشته شده است که مختص ترکان قیرقیز و اوغوز بود ( منابع 3و5 ).

در سال 1970 میلادی نیز در ایسیک گؤل قزاقستان طبق سیمینی از قبر شاهزاده ای کشف گردید که بر روی آن دو سطر و با حروف اورخون و به ترکی قدیم نوشته شده بود:

«پسر پادشاه در 23 سالگی از دنیا رفت؛ سر مردم ایسیک به سلامت باد».
قدمت این نوشته به وسیله رادیوکربنیک و با تحقیقات دانشمندان شوروی (سابق) 500 سال قبل از میلاد مسیح تشخیص داده شد .




بؤلوم :


چهارشنبه 29 بهمن 1393 :: نويسنده : ���
+0 به یه ن

  دوستلوق یئرینــــــده دوستااینانمــا قارداشاچوخ  

اُوخــــــــــلارگوزوندن واختی گئلئنــده اولاربیراُوخ 

تفسیرینه دوردوم حیــــاتین گورمــه دیم یک رنگ 

اینسان تانی یا اینســانی جـــوخدوربئله بی مُوخ

قلبیمــــــده یاشاتدیم هامینی حورمئتــــه لایــق 

حورمئت قویانی اُولمـــــادی گــوزدن اولانی توخ 

بیرعـــــــدّه بیلیرحورمئتینی مــــــــال ومنالـــــدا 

(مسعود)سئوینیب گیرمه کاخاکاخ اولاجاق کوخ






بؤلوم :




یارپاق لار :    1  2  
بلاقا گؤره


بؤلوم لر
 
یولداش لار
 
باغلانتی لار
 
یارپاق لار
آختاریش

سایغاج
ایندی بلاق دا :
بوتون گؤروش لر :
بو گونون گؤروشو :
دونه نین گؤروشو :
بو آیین گؤروشو :
باخیش لار :
یازی لار :
یئنیله مه چاغی :